صلاح مملکت خویش …

چهارشنبه، ۸ خرداد ۱۳۸۷ | ۶ نظر دسته‌ی: روزانه,متنوع

یکی از مدیران ارشد ژاپنی وقتی در مورد علت پیشرفت کشورشون پرسیده میشه اینطور میگه:

“اگر تو کل ژاپن فقط ۱۰ نفر باقی مونده باشن و از این ۱۰ نفر، ۹ نفرشون احمق باشن و فقط یک نفرشون عاقل باشه، اون ۹ نفر احمق میگردن و عاقلترین رو پیدا میکنن تا به کمک اون یه نفر به موفقیت برسن!”

حالا این قضیه تو مملکت ما کاملا برعکس به نظر میآد; یعنی اگر تو کل ایران ۱۰ نفر باقی مونده باشه، که از این ۱۰ نفر، ۹ نفرشون عاقل باشن و یک نفر احمق، این ۹ نفر عاقل میگردن و اون احمقه رو پیدا میکنن میذارن رو سرشون حلوا حلوا میکنن!

حالا به نظر شما: «صلاح مملکت خویش خسروان دانند؟!»

ایام نوروز

شنبه، ۱۰ فروردین ۱۳۸۷ | ۱۲ نظر دسته‌ی: روزانه

اول از همه اینکه … بَه‌بَه بَه‌بَه چه محیط داشبورد این وردپرس ۲٫۵ ساده و دلچسبه! چند ساعت پیش که بالاخره ورژن جدید وردپرس منتشر شد منم دست به کار شدم و ورژن اینجا رو آپگرید کردم. البته بماند که هاست محترم کمی بی‌مهری کردن و ما را در نیل به این امر خطیر یاری ننمودن ولی ما به هر ترفندی که شده ورژن جدید را به خورد هاستمان دادیم!!! خلاصه اینکه ورژن جدید بهانه‌ای شد تا پستی ارسال نماییم. الانم دارم در حال Full Screen Mode تایپ میکنم (قابلیت جدید ورژن ۲٫۵) که خیلی دلبازه آدم فکرشم باز میشه! من الان باید تو تختم خسبیده باشم نمیدونم چی شد که پریدم پشت کامپیوتر دارم این جفنگیات رو تایپ میکنم!

خوب برگردیم به موضوع نوشته “ایام نوروز” … برای من که به طور کسالت باری شروع شد، چون اکثرا خونه بودیم به غیر از روز اول که فقط برای بازدید خونه مادربزرگ و عموی محترم رفتیم که از ما بزرگتر هستند و روزهای بعدش رو هم منزل بودیم تا بقیه فک و فامیل بیان دست بوسی (یعنی عید دیدنی!!!) بعدشم که دو سه روزی از سال جدید نگذشته بود که یه ویروس بی پدر و مادری افتاد به جون خانواده و همه رو زمین گیر کرد. اول از خانواده عمه‌ام شروع شد که بعد از ورود به خانه ما و رعایت نکردن اصول بهداشتی و ماچ و بوسه‌های آنچنانی به ما هم سرایت کرد و همچنان بعد از گذشت یک هفته مبتلا هستیم! و این شد که برنامه مسافرتهای احتمالی هم کلا مالیده شد!

قصد داشتم این چند روز تعطیلی رو بشینم درس بخونم که لامصب عین برق و باد گذشت و ما همچنان اندر خم یک کوچه‌ایم و نه کتاب‌های لازم رو از انقلاب خریداری کردیم و نه جزواتش رو از دوستان گرفتیم.

امروز هم به اسرار یکی از دوستان رفتیم بیرون که همدیگه رو بعد از مدتها ببینیم! بعد از اینکه باک ماشین رو از بنزین آزاد ایام نوروز پر کردیم رفتیم در سطح کلان شهر تهران دوری بزنیم. جاتون خالی اینقدر گردش تو خیابونهای خلوت تهران حال میده که نگو و نپرس هر جا میخواستیم بریم حداکثر ۱۵ دقیقه‌ای میرسیدیم. همه جا رو هم سرکشی کردیم شمال، شرق و غرب فقط جنوب رو چون انگیزه‌ای نبود فاکتور گرفتیم!

یه سر رفتیم میلاد نور وقتی به در ورودیش رسیدیم فکر کردم جشنواره ملیت‌های ایران زمینه! از همه اقوام اومده بودن … ترک و کرد و عرب و … موقع قدم زدن لهجه‌ها و زبونهای مختلفی به گوش میرسید! جالب بود تا حالا اینقدر تنوع رو یه جا ندیده بود اونم تو یه جایی مثل مجتمع خرید میلاد نور!

خلاصه اینکه تعطیلات داره تموم میشه و من برعکس خیلی‌ها خوشحالم از این موضوع! در ضمن امروزم از اون روزای خاطره انگیز برام شد به یه دلایلی که حالا شاید بعدها جرات کردم اینجا بازگو کنم (متاسفانه آدرس اینجا رو یه کسایی که نباید داشته باشن دارن آدم جرات نمیکنه زیاد وارد جزییات بشه!)

فعلا تا بعد …

پی‌نوشت: یه جورایی از این آلبوم جدید گروه Theory Of A Deadman خوشم اومد. دو سه تا آهنگش رو هرچی گوش میدم سیر نمیشم. البته من کلا همینجوریم از یه آلبوم دو سه تاش به دلم میشینه اینقدر گوش میدم تا زده بشم! آهنگ Heaven رو براتون آپلود کردم که میتونید از اینجا دانلود کنید. در ضمن اسم آلبوم هم Scars & Souvenirs هست که یکم April منتشر میشه یعنی فردا.

نوروز ۸۷

پنجشنبه، ۱ فروردین ۱۳۸۷ | ۳ نظر دسته‌ی: روزانه

نوروز 1387

سال نو مبارک =)