بریر جان منو به یه بازی وبلاگی به نام «اگر نامرئی بودی چیکار میکردی؟» دعوت کرده، که با کمی تاخیر دعوت ایشون رو لبیک میگم! =D
اولین سوالی که با دیدن عنوان بازی به ذهنم رسید اینه که آیا برای همیشه نامرئی بودم یا میتونستم هر لحظه که اراده کنم نامرئی بشم؟ در حالت اول که احتمالا دچار افسردگی و دپرشن مزمن میشدم از اینکه بدونم دیده نمیشم و کسی از وجودم خبر نداره و به احتمال قوی میرفتم معتاد میشدم! =D یا اینکه تصمیم میگرفتم از این شرایط استفاده بهینه کنم و سوپرمن بازی در بیارم و شهر و یا حتی دنیا رو از وجود آدم بدها (!!!) پاک کنم!
در حالت دوم هم اولین کاری که میکردم اینه که ببینم دوستان نزدیک و شرکای کاریم پشت سرم چی پچ پچ میکنن آیا؟!؟ و اگر دیدم توطئهای در کاره در اولین فرصت به سزای اعمالشون میرسوندم. دومین کاری هم که میکردم اینه که دیگه مجبور نبودم حتی شب امتحان هم به سلولهای مغزیم فشار بیارم و سر جلسه با سرک کشیدن تو برگه خرخونهای کلاس، درس مربوطه رو پاس میکردم!
آها اینم بگم که احتمالا دور دنیا رو هم بدون ویزا و بلیط و حتی هزینه اضافی، میگشتم! =)
چیز دیگهای هم به ذهنم نمیرسه الان حالا اگر خدا خواست و جدی جدی نامرئی شدم تو همین وبلاگ به صورت روزانه در مورد کارهایی که در حال انجامشون هستم خواهم نوشت! =D
در آخر هم طبق رسم اینجور بازیها باید چند نفر رو دعوت کنم به این بازی که اول از همه دوست دارم «توکای مقدس» و «دنیا» خانم رو هم اگر قابل بدونن دعوت کنم به این بازی =) شمایی هم که دارید این نوشته رو میخونید رسما از طرف شخص شخیص بنده دعوت هستید! و اگر منت گذاشتید و دعوت بنده رو قبول کردید خبر بدید تا این اتفاق فرخنده رو در زیر همین نوشته اعلام عمومی کنم!
در ضمن از همه دوستان تقاضا دارم به این لینک مراجعه کنید و به وبلاگ «توکای مقدس» رای بدید.

آخرین نظرات