<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>وبلاگ بابک &#187; روزانه</title>
	<atom:link href="http://babak.ws/tag/daily/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://babak.ws</link>
	<description></description>
	<lastBuildDate>Thu, 06 Aug 2009 20:26:07 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.0.1</generator>
		<item>
		<title>بودن یا نبودن؛ مساله چیز دیگریست!</title>
		<link>http://babak.ws/post/236</link>
		<comments>http://babak.ws/post/236#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 06 Aug 2009 20:23:45 +0000</pubDate>
		<dc:creator>بابک</dc:creator>
				<category><![CDATA[روزانه]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://babak.ws/?p=236</guid>
		<description><![CDATA[الان دارم به این فکر میکنم بعد ۵ ماه و خورده‌ای چی بنویسم که هم خدارو خوش بیاد هم بنده خدارو! بعد این مدت طولانی گفتم قالب وبلاگ رو عوض کنم که یجورایی گردگیری‌ش هم کرده باشم و اگه خدا بخواد از این به بعد زود به زود آپدیت‌ش کنم (البته امیدوارم). یکی از دلایلی [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>الان دارم به این فکر میکنم بعد ۵ ماه و خورده‌ای چی بنویسم که هم خدارو خوش بیاد هم بنده خدارو!<br />
بعد این مدت طولانی گفتم قالب وبلاگ رو عوض کنم که یجورایی گردگیری‌ش هم کرده باشم و اگه خدا بخواد از این به بعد زود به زود آپدیت‌ش کنم (البته امیدوارم). یکی از دلایلی که کمتر وبلاگ می‌نویسم و این دفعه آخری هم میل میکردم به سمتی که دیگه ننویسم حتی! وبسایتهای وب۲٫۰یی هستن که توشون فعالیت میکنم، مثل توئیتر و فرندفید. وبلاگ‌نویسی برای من وسیله‌ای بود که از طریقش مطالب مورد علاقه‌م رو با دیگران به اشتراک بذارم، <a href="http://twitter.com/Babak" target="_blank">توئیتر</a> و <a href="http://friendfeed.com/babak" target="_blank">فرندفید</a> هم این خواسته منو به بهترین نحو ممکن رفع میکنن. چون از طرفی مثل وبلاگنویسی احتیاجی به انتخاب عنوان و مقدمه و موخره ندارن و از طرف دیگه به طور لحظه‌ای میتونید مطالبتون رو با دیگران به اشتراک بذارید. با این حال از قدیم گفتن هرگل یه بویی داره و مسلما همه این دلایل باعث نمیشه که از علاقم به وبلاگ‌نویسی کم بشه، فقط ممکنه زمان کمتری برای آپدیت کردنش داشته باشم. در آخر هم اگر احساس میکنید نمیتونید دوری منو پنج ماه دیگه تحمل کنید و زود دلتون تنگ میشه بهتره یه اکانت <a href="http://twitter.com" target="_blank">توئیتر</a> یا <a href="http://friendfeed.com" target="_blank">فرندفید</a> بسازید و منو به لیست دوستانتون اضافه کنید :)</p>
<p>پی‌نوشت: در ضمن اگر ایرادی در قالب جدید پیدا کردید ممنون میشم بهم اطلاع بدید.</p>
<hr />
<p><small>© <a href="http://babak.ws">وبلاگ بابک</a> 2009 |
<a href="http://babak.ws/post/236">Permalink</a> |
<a href="http://babak.ws/post/236#comments">10 comments</a> |
<a href="http://twitter.com/babak">twitter</a> |
<a href="http://friendfeed.com/babak">friendfeed</a>
<br/>
</small></p>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://babak.ws/post/236/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>10</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>نوروز ۱۳۸۸</title>
		<link>http://babak.ws/post/156</link>
		<comments>http://babak.ws/post/156#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 19 Mar 2009 21:00:35 +0000</pubDate>
		<dc:creator>بابک</dc:creator>
				<category><![CDATA[روزانه]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://babak.ws/?p=156</guid>
		<description><![CDATA[سال نوی همه مبارک، امیدوارم سالی خوب همراه با موفقیت و شادکامی پیش رو داشته باشید =) * طرح از مانا نیستانی © وبلاگ بابک 2009 &#124; Permalink &#124; 13 comments &#124; twitter &#124; friendfeed]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: center;"><img class="aligncenter" title="نوروز 1388 (طرح از مانا نیستانی)" src="http://babak.ws/images/blog/nowruz-gav.jpg" alt="" width="450" height="413" /></p>
<p style="text-align: right;">سال نوی همه مبارک، امیدوارم سالی خوب همراه با موفقیت و شادکامی پیش رو داشته باشید =)</p>
<p style="text-align: right;"><em>* طرح از <a href="http://blog.360.yahoo.com/blog-aX68jJU8eqhYBd3hk1oN61HBqzTxRg--?cq=1&amp;p=2274" target="_self">مانا نیستانی</a></em></p>
<hr />
<p><small>© <a href="http://babak.ws">وبلاگ بابک</a> 2009 |
<a href="http://babak.ws/post/156">Permalink</a> |
<a href="http://babak.ws/post/156#comments">13 comments</a> |
<a href="http://twitter.com/babak">twitter</a> |
<a href="http://friendfeed.com/babak">friendfeed</a>
<br/>
</small></p>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://babak.ws/post/156/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>13</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>بی‌خوابی</title>
		<link>http://babak.ws/post/150</link>
		<comments>http://babak.ws/post/150#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 26 Feb 2009 03:01:27 +0000</pubDate>
		<dc:creator>بابک</dc:creator>
				<category><![CDATA[روزانه]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://babak.ws/?p=150</guid>
		<description><![CDATA[یه روز پرکار و خسته‌کننده داشتی، خسته و کوفته و لهی. احساس میکنی باید کم کم بری سمت تخت و کپه مرگتو بذاری. دراز میکشی رو تختت و بعد از کلی کله معلق زدن و از این پهلو به اون پهلو شدن بالاخره پوزیشن ایده‌آل‌ت رو پیدا میکنی. پلکات سنگین میشن، چشات گرم میشن، احساس [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><img class="aligncenter" title="Insomnia" src="http://babak.ws/images/blog/insomnia.jpg" alt="" width="450" height="283" /></p>
<p>یه روز پرکار و خسته‌کننده داشتی، خسته و کوفته و لهی. احساس میکنی باید کم کم بری سمت تخت و کپه مرگتو بذاری. دراز میکشی رو تختت و بعد از کلی کله معلق زدن و از این پهلو به اون پهلو شدن بالاخره پوزیشن ایده‌آل‌ت رو پیدا میکنی. پلکات سنگین میشن، چشات گرم میشن، احساس کرختی تمام بدنت رو میگیره. کم کم احساس میکنی روحت داره سبک میشه و داری به یه خواب عمیق فرو میری ولی هنوز مغزت به طور کامل شات‌داون نشده. یه جورایی داره ساز مخالف میزنه. هنوزم درگیر اتفاقای روزمرست. هر از گاهی یه فلش‌بک به اون اتفاق بده یا اون اتفاق خوبه میزنه و مرورش میکنه. یهو یه کاری که باید انجام میدادی و ندادی یادت میاد، یا یه ایده جدید به ذهنت خطور میکنه &#8230; خراب شد! خواب بی‌خواب! دیگه نمیتونی بخوابی. این بی‌خوابیه تا دم دمای صبح ادامه میکنه و یقه‌ت رو میگیره. کم کم هوا روشن میشه و صدای حرکت ماشین‌ها و جیغ و ویغ گنجشک‌ها بالا میره و از سکوت لذت‌بخش شب و تاریکی محض خبری نیست. مجبوری از خواب پاشی و تا آخر شب منگ و هپلی باقی بمونی و به خودت و در و دیوار و اطرافیان فحش بدی به امید اینکه شب بشه و بری تو تختت!</p>
<hr />
<p><small>© <a href="http://babak.ws">وبلاگ بابک</a> 2009 |
<a href="http://babak.ws/post/150">Permalink</a> |
<a href="http://babak.ws/post/150#comments">2 comments</a> |
<a href="http://twitter.com/babak">twitter</a> |
<a href="http://friendfeed.com/babak">friendfeed</a>
<br/>
</small></p>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://babak.ws/post/150/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>روز عشاق! مبارک</title>
		<link>http://babak.ws/post/143</link>
		<comments>http://babak.ws/post/143#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 14 Feb 2009 11:42:39 +0000</pubDate>
		<dc:creator>بابک</dc:creator>
				<category><![CDATA[روزانه]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://babak.ws/?p=143</guid>
		<description><![CDATA[امروز روز عشاق (یا همون ولنتاین) فرنگی‌هاست و به من و شما هیچ ربطی نداره. بهتره تا ۲۹ بهمن صبر کنیم و سپندارمذگان خومون رو جشن بگیریم! (تیریپ ایرانی بازی و عرق «به کسر ع» ملی!) پس، پیش پیش «سپندارمذگان»تان مبارک باد! (خداییش آدم لب و لوچش گره میخوره بخواد به یکی تبریک بگه! یه [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: center;"><img class="aligncenter" title="Happy Valentines Day" src="http://babak.ws/images/blog/valentines-day.jpg" alt="" width="300" height="215" /></p>
<p>امروز روز عشاق (یا همون <a href="http://en.wikipedia.org/wiki/Valentine%27s_Day" target="_blank">ولنتاین</a>) فرنگی‌هاست و به من و شما هیچ ربطی نداره. بهتره تا ۲۹ بهمن صبر کنیم و <a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D8%B3%D9%BE%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86" target="_blank">سپندارمذگان</a> خومون رو جشن بگیریم! (تیریپ ایرانی بازی و عرق «به کسر ع» ملی!) پس، پیش پیش «سپندارمذگان»تان مبارک باد! (خداییش آدم لب و لوچش گره میخوره بخواد به یکی تبریک بگه! یه اسم ساده‌تر انتخاب میکردن خو!) در ضمن به قول <a href="http://friendfeed.com/e/b32d99e2-70b4-92b5-1b89-39d8d526a607" target="_blank">یکی از بچه‌ها</a>: &#8220;این ولنتاین خوبیش اینه که دل عزب اوغلی‌ها رو آب میندازه و اونا رو به فکر فرو می‌بره&#8221; =D</p>
<p>تو این چند روزه که دنبال خرید لباس بودم یه مسئله‌ای توجهم رو به خودش جلب کرد. یادمه چند سال پیش که واسه خرید میرفتم جمهوری و بازار کویتی‌ها کافی بود وارد بازار بشی تا این فروشنده‌ها که عین گرگ دم در مغازه‌شون وایستادن یقته‌ت رو بگیرن بکشن تو به زور تنبانت رو بکنن و جنسشون رو تنت کنن! خوش‌بینانه‌ترین حالتش این بود که از جلوی هر مغازه که رد میشدی ازت میپرسیدن که «داداش چی میخوای؟ شلوار، پیرهن، کفش» تو هم مجبور بودی یا سرعتت رو زیاد کنی و بیخیال دید زدن ویترین بشی یا خودت رو بزنی به بیخیالی و نشنیدن و راهت رو بری یا اینکه خیلی صبورانه یه «نه» بگی و رد بشی! وگرنه ببینن دو دل هستی خودشون واست تصمیم میگرین و بعد از چند دقیقه میبینی همچین کردن تو پاچت و یه دو سه تا نایلن زدن زیر بغلت و تا به خودت بیای چی شده داری از مغازه میای بیرون! من یه بار این بلا سرم اومد دیگه اون دور و برا نرفتم! حالا طرف مقابلش کافیه واسه خرید بری مثلا میرداماد ، تندیس ، میلادنور و &#8230; وارد نمایندگی فلان براند که میشی فقط باید اول کار یه هزار تومن بدی تا طرف جواب سلامتو بده. بعدم انگار ارث باباش رو ازت طلب داره. برخورد بعضی‌هاشون واقعا افتضاحه. نمیدونم رو چه حسابی اینطوریه ولی هست دیگه. کلا باید رو فرهنگ فروشنده‌های ایرانی کار بشه! یا حداقل صاحب فروشگاه تو انتخاب فروشنده‌هاش از نظر برخورد بیشتر دقت کنه! چون ممکنه یکی مثل من که مشتری ثابت یه فروشگاه بودم یه بار که همچین برخوردی باهام بشه از دفعه دیگه پامو اونجا نذارم. منظور من نوعی هستم شاید خیلی‌های دیگه هم باشن که مثل من رو طرز برخورد فروشنده حساس باشن.</p>
<hr />
<p><small>© <a href="http://babak.ws">وبلاگ بابک</a> 2009 |
<a href="http://babak.ws/post/143">Permalink</a> |
<a href="http://babak.ws/post/143#comments">No comment</a> |
<a href="http://twitter.com/babak">twitter</a> |
<a href="http://friendfeed.com/babak">friendfeed</a>
<br/>
</small></p>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://babak.ws/post/143/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>شهرت اینترنتی</title>
		<link>http://babak.ws/post/132</link>
		<comments>http://babak.ws/post/132#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 05 Feb 2009 12:18:31 +0000</pubDate>
		<dc:creator>بابک</dc:creator>
				<category><![CDATA[روزانه]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://babak.ws/?p=132</guid>
		<description><![CDATA[با گسترش اینترنت و شبکه‌های اجتماعی راه برای کسب شهرت و بدست آوردن مخاطب هموارتر شده. دیگه مثل قدیم ندیما نیست که فقط یه عده خاص از روی بخت و اقبال شانس در خونشون رو بزنه و یه شبه راه صدساله رو طی کنن و مشهور بشن. الان هرکسی با هزینه اندک میتونه یه وبسایت [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>با گسترش اینترنت و شبکه‌های اجتماعی راه برای کسب شهرت و بدست آوردن مخاطب هموارتر شده. دیگه مثل قدیم ندیما نیست که فقط یه عده خاص از روی بخت و اقبال شانس در خونشون رو بزنه و یه شبه راه صدساله رو طی کنن و مشهور بشن. الان هرکسی با هزینه اندک میتونه یه وبسایت شخصی بزنه و توش راجع به علاقه‌مندی‌هاش بنویسه و خیلی سریع هم مخاطبش رو پیدا کنه و بعد از مدت کمی هم اگر حرفی‌واسه گفتن داشته باشه مشهور بشه. خیلی هم اتفاق افتاده که همینجوری استعدادشون کشف میشه و فرصت‌های شغلی خوبی هم عایدشون میشه.</p>
<p style="text-align: center;"><img class="size-full wp-image-139 aligncenter" title="Jake &amp; Amir" src="http://babak.ws/wp/wp-content/uploads/2009/02/jake_and_amir.jpg" alt="jake_and_amir" width="396" height="214" /></p>
<p>نمونش <a href="http://www.jakehurwitz.com/" target="_blank">Jake Hurwitz</a> و <a href="http://www.beingfamous.com/" target="_blank">Amir Blumenfeld</a> هستن که چند سال پیش وبسایت <a href="http://www.jakeandamir.com" target="_blank">Jake And Amir dot Com</a> رو راه انداختن و توش ویدیوهایی کمدی راجع به ماجراهایی که در طول روز بینشون در دفتر کار اتفاق میافته قرار دادن. از اونجایی که مخاطب زیادی هم بدست آوردن مورد توجه شبکه MTV قرار گرفتن و قرار شده در برنامه جدیدی با نام CollegeHumor حضور داشته باشن. لازم به ذکره که CollegeHumor هم وبسایتیه برای قرار دادن ویدیوهای بامزه توسط دانشجوهای کالج. محبوبیت ویدیوکست‌هایی از این دست باعث شده تا MTV به فکر ساخت برنامه‌ای با شرکت این سلبریتی‌های اینترنتی بیافته. Trailer برنامه رو میتونید در زیر مشاهده کنید و یا به <a href="http://www.youtube.com/watch?v=kBzMCQlvx7s" target="_blank">این صفحه</a> برید. پخش برنامه CollegeHumor از تاریخ هشتم فوریه شروع خواهد شد.</p>
<p><object classid="clsid:d27cdb6e-ae6d-11cf-96b8-444553540000" width="425" height="344" codebase="http://download.macromedia.com/pub/shockwave/cabs/flash/swflash.cab#version=6,0,40,0"><param name="allowFullScreen" value="true" /><param name="allowscriptaccess" value="always" /><param name="src" value="http://www.youtube.com/v/kBzMCQlvx7s&amp;hl=en&amp;fs=1" /><param name="allowfullscreen" value="true" /><embed type="application/x-shockwave-flash" width="425" height="344" src="http://www.youtube.com/v/kBzMCQlvx7s&amp;hl=en&amp;fs=1" allowscriptaccess="always" allowfullscreen="true"></embed></object></p>
<hr />
<p><small>© <a href="http://babak.ws">وبلاگ بابک</a> 2009 |
<a href="http://babak.ws/post/132">Permalink</a> |
<a href="http://babak.ws/post/132#comments">No comment</a> |
<a href="http://twitter.com/babak">twitter</a> |
<a href="http://friendfeed.com/babak">friendfeed</a>
<br/>
</small></p>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://babak.ws/post/132/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>تقلب از نوع مدرن</title>
		<link>http://babak.ws/post/127</link>
		<comments>http://babak.ws/post/127#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 16 Jan 2009 12:57:01 +0000</pubDate>
		<dc:creator>بابک</dc:creator>
				<category><![CDATA[روزانه]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://babak.ws/?p=127</guid>
		<description><![CDATA[ایام امتحانات هست و دانشجوهای محترم دست به هر کاری میزنن تا درس مربوطه رو پاس کنن. معمولا آخرین روش هم تقلب کردنه. تو این دوره زمونه اینقدر تقلب عادی شده که حتی بچه خرخونا هم واسه گرفتن بالاترین نمره از این حربه استفاده میکنن. چند روز پیش سر جلسه امتحان با یکی از مدرن‌ترین [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: center;"><img class="aligncenter" title="تقلب" src="http://babak.ws/images/blog/taghalob.jpg" alt="" width="400" height="202" /></p>
<p>ایام امتحانات هست و دانشجوهای محترم دست به هر کاری میزنن تا درس مربوطه رو پاس کنن. معمولا آخرین روش هم تقلب کردنه. تو این دوره زمونه اینقدر تقلب عادی شده که حتی بچه خرخونا هم واسه گرفتن بالاترین نمره از این حربه استفاده میکنن.</p>
<p>چند روز پیش سر جلسه امتحان با یکی از مدرن‌ترین روشها که همانا استفاده از موبایل میباشد از نزدیک آشنا شدم! دورادور شنیده بودم ولی به چشم ندیده بودم. چون به نظرم با این همه مراقب سر جلسه، استفاده از این روش کمی تا قسمتی بعید و کله‌خری به نظر میاد. ولی خوب آدمیزاده دیگه مجبور که بشه میزنه به سیم آخر. این درسی که چند روز پیش امتحان داشتم غیر از ۳~۴ تا پسر بقیه دختر بودن سر کلاس. سر جلسه یکی از دخترای کلاس پشت سر من بود، به محض اینکه ورقه سوالات پخش شد شروع کرد به خوندن سوالا از بالا به پایین و شمرده شمرده، منم به جای نگاه کردن به ورقه خودم داشتم به صدای پشت سریم گوش میدادم و پیش خودم فکر میکردم علت چیست آیا؟! تا اینکه با این جمله آخریش دوزاریم افتاد: «الو، متوجه شدی؟!»</p>
<p>حالا مکالمش با اون طرف خط به همین‌جا ختم نشد که! یه چند دقیقه‌ای داشتن تایید میکردن که درست خونده و اونم درست فهمیده سوالارو! مشکلم همینجا بود که اینقدر ذوق زده بود که اینگار اصلا متوجه نبود صداش داره هر لحظه بلندتر میشه! منم هر از گاهی یه نگاه به استاد میکردم ببینم قضیه رو فهمیده یا نه! یجورایی از دختر پشتیم دلنگران‌تر بودم! تا اینکه بعد از چند دقیقه استادمون به یکی از مراقب‌های خانوم اشاره کرد که دختره رو صدا کنه ببره بیرون کلاس زیر مقنعه‌ش رو ببینه. بعدشم مراقبه برگشت و با استاد پچ پچی کردن و یه خط قرمز رو برگش کشیدن و به عنوان تقلب صورت جلسه کردن. استادم خوش خوشانش بود که با زیرکی یه همچین تقبلی گرفته و تا آخر جلسه هم با اون مراقب زنه از تیز بودن خودش حرف میزد! حالا بعد امتحان که اومدیم بیرون از کلاس یه سری از دخترا تعریف میکردن همین دوستشون ترم پیش به همین روش دوتا از درساشو بیست گرفته! واسه همینه بهش ساخته، بد عادت شده طفلی.</p>
<p>کلا تجربه ثابت کرده دخترای دانشکده ما به سه روش درساشون رو پاس میکنن: روش اول خرخونیه، روش دوم تقلبه و روش سوم هم بازی کردن با احساسات استاد مربوطه برای گرفتن نمره قبولیه. اون درصد پایینی هم که پاس نمیکنن به علت PMS هست که حوصله انجام هیچ یک از سه روش ذکر شده رو بهشون نمیده!</p>
<hr />
<p><small>© <a href="http://babak.ws">وبلاگ بابک</a> 2009 |
<a href="http://babak.ws/post/127">Permalink</a> |
<a href="http://babak.ws/post/127#comments">8 comments</a> |
<a href="http://twitter.com/babak">twitter</a> |
<a href="http://friendfeed.com/babak">friendfeed</a>
<br/>
</small></p>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://babak.ws/post/127/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>8</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>برده قدرت</title>
		<link>http://babak.ws/post/119</link>
		<comments>http://babak.ws/post/119#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 24 Dec 2008 18:34:37 +0000</pubDate>
		<dc:creator>بابک</dc:creator>
				<category><![CDATA[روزانه]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://babak.ws/?p=119</guid>
		<description><![CDATA[هر کلمه‌ای که از این نوشته میخونید، ثانیه‌ای از عمرتون سپری میشه! کار دیگه‌ای واسه انجام دادن ندارید؟ یعنی زندگیتون اینقدر پوچه که نمی‌تونین راه بهتری برای سپری کردن لحظاتتون پیدا کنید؟ یا اینکه اینقدر تحت تاثیر دور و برتون قرار گرفتید که فکر میکنید بهترین گزینه همونیه که دیگران ادعا میکنن؟ همون چیزی رو [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>هر کلمه‌ای که از این نوشته میخونید، ثانیه‌ای از عمرتون سپری میشه! کار دیگه‌ای واسه انجام دادن ندارید؟ یعنی زندگیتون اینقدر پوچه که نمی‌تونین راه بهتری برای سپری کردن لحظاتتون پیدا کنید؟ یا اینکه اینقدر تحت تاثیر دور و برتون قرار گرفتید که فکر میکنید بهترین گزینه همونیه که دیگران ادعا میکنن؟ همون چیزی رو که قراره بخونید میخونید؟ به همون چیزی فکر میکنید که قراره بهش فکر کنید؟ همون چیزی رو میخرید که بهتون گفتن باید بخرید؟</p>
<p>هممون مسخ شده تبلیغاتیم. هر روز یه جنس و کالای جدید تولید میشه،  مجبوریم سخت کار کنیم تا پول دربیاریم، تا شاید بتونیم یه روزی خریداریش کنیم. کاری رو انجام بدیم که ازش متنفریم، چیزی رو بخریم که بهش احتیاج نداریم. از کودکی پای تلویزیون بزرگ میشیم. بهمون این باور رو القاء میکنن که یه روزی میلیونر میشیم، یا مشهور میشیم. ولی کم کم به این نتیجه میرسیم که نه، نمیشیم!</p>
<p>دنیا خیلی زشت‌تر و بی‌رحمتر از اونیه که فکرش رو بکنی.</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://babak.ws/mixtape/songs/A_Perfect_Circle_-_The_Noose.mp3">A Perfect Circle &#8211; The Noose</a></p>
<hr />
<p><small>© <a href="http://babak.ws">وبلاگ بابک</a> 2008 |
<a href="http://babak.ws/post/119">Permalink</a> |
<a href="http://babak.ws/post/119#comments">2 comments</a> |
<a href="http://twitter.com/babak">twitter</a> |
<a href="http://friendfeed.com/babak">friendfeed</a>
<br/>
</small></p>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://babak.ws/post/119/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>جوینده یابنده است</title>
		<link>http://babak.ws/post/112</link>
		<comments>http://babak.ws/post/112#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 28 Nov 2008 09:09:36 +0000</pubDate>
		<dc:creator>بابک</dc:creator>
				<category><![CDATA[روزانه]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://babak.ws/?p=112</guid>
		<description><![CDATA[حدودا چهار پنج ماه پیش بود که داشتم وبگردی میکردم و به طور اتفاقی وارد یه سایت شدم. وارد شدن همانا و شیفته موسیقی بک‌گراند سایت شدن هم همان! یه تیکه آهنگ بود که به صورت لوپ تکرار میشد و صدای خوانندش خیلی دلنشین بود. فلشش رو دانلود کردم و فکر کنم چند ساعتی داشتم [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>حدودا چهار پنج ماه پیش بود که داشتم وبگردی میکردم و به طور اتفاقی وارد یه سایت شدم. وارد شدن همانا و شیفته موسیقی بک‌گراند سایت شدن هم همان! یه تیکه آهنگ بود که به صورت لوپ تکرار میشد و صدای خوانندش خیلی دلنشین بود. فلشش رو دانلود کردم و فکر کنم چند ساعتی داشتم فقط به همون چند ثانیه آهنگ گوش میدادم. تمام روز هم تلاش کردم با جستجو تو گوگل پیداش کنم ولی از اونجایی که نه اسم آهنگ رو میدونستم نه اسم خوانندش رو، پیدا کردنش نه غیر ممکنن بلکه سخت بود. به وبمستر سایتی که آهنگ رو گذاشته بود ایمیل زدم ولی جوابم رو نداد. به چند نفر از دوستان هم آهنگ رو فرستادم بلکه بشناسن و بتونن راهنماییم کنن. خیلی‌ها گفتن احتمالا صدای «<a href="http://en.wikipedia.org/wiki/Leonard_Cohen" target="_blank">لئونارد کوهن</a>»ه واسه همین کل آلبومهاش رو دانلود کردم و تک‌تک‌شون رو گوش دادم ولی همچین آهنگی رو تو آلبوم‌هاش پیدا نکردم. حتی به پیشنهاد دوستان از روز متن آهنگ تو گوگل سرچ کردم ولی بازم افاقه نکرد!</p>
<p>خلاصه اینکه بیخیالش شدم و یجورایی فراموشش کردم تا اینکه دیشب بعد از چند ماه حین زیر و رو کردن هاردم دوباره چشمم به همون فایل فلش خورد و بازش کردم و داشتم گوش میدادم که تصمیم گرفتم همون یکی دو خط متن آهنگ رو دوباره تو گوگل سرچ کنم. وقتی اینتر رو زدم اولین نتیجه همون خطی که تایپ کرده بودم به اضافه بقیه متن آهنگ بود که با خوشحالی روش کلیک کردم و به عنوانش نگاه کردم نوشته بود نام آهنگ Surround Me With Your Love و از گروهی به نام Porter 3-11 هست. تو جستجوها مطلب خاصی راجع به این گروه پیدا نکردم. پیدا کردن آهنگ و آلبومشون هم برای دانلود کار آسونی نبود و نمیدونم چرا به جای آهنگ اصلی اکثرا ورژن ریمیکسش رو برای دانلود گذاشته بودن! خلاصه بازم دم این سایت‌های روسی گرم که اینجور موقع‌ها به داد آدم میرسن و توشون از شیر مرغ تا جون آدمیزاد میتونید پیدا کنید.</p>
<p>برای گوش دادن به آهنگ میتونید به <a href="http://babak.ws/mixtape/" target="_blank">صفحه Mixtape</a>ام برید و یا از <a href="http://babak.ws/mixtape/songs/Surround_Me_With_Your_Love.mp3" target="_blank">این لینک</a> دانلودش کنید =)</p>
<hr />
<p><small>© <a href="http://babak.ws">وبلاگ بابک</a> 2008 |
<a href="http://babak.ws/post/112">Permalink</a> |
<a href="http://babak.ws/post/112#comments">2 comments</a> |
<a href="http://twitter.com/babak">twitter</a> |
<a href="http://friendfeed.com/babak">friendfeed</a>
<br/>
</small></p>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://babak.ws/post/112/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
<enclosure url="http://babak.ws/mixtape/songs/Surround_Me_With_Your_Love.mp3" length="4178048" type="audio/mpeg" />
		</item>
		<item>
		<title>اگر نامرئی بودم!</title>
		<link>http://babak.ws/post/107</link>
		<comments>http://babak.ws/post/107#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 07 Nov 2008 09:50:56 +0000</pubDate>
		<dc:creator>بابک</dc:creator>
				<category><![CDATA[روزانه]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://babak.ws/?p=107</guid>
		<description><![CDATA[بریر جان منو به یه بازی وبلاگی به نام «اگر نامرئی بودی چیکار میکردی؟» دعوت کرده، که با کمی تاخیر دعوت ایشون رو لبیک میگم! =D اولین سوالی که با دیدن عنوان بازی به ذهنم رسید اینه که آیا برای همیشه نامرئی بودم یا میتونستم هر لحظه که اراده کنم نامرئی بشم؟ در حالت اول [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://mytimes.blogfa.com/post-179.aspx" target="_blank">بریر</a> جان منو به یه بازی وبلاگی به نام «اگر نامرئی بودی چیکار میکردی؟» دعوت کرده، که با کمی تاخیر دعوت ایشون رو لبیک میگم! =D</p>
<p>اولین سوالی که با دیدن عنوان بازی به ذهنم رسید اینه که آیا برای همیشه نامرئی بودم یا میتونستم هر لحظه که اراده کنم نامرئی بشم؟ در حالت اول که احتمالا دچار افسردگی و دپرشن مزمن میشدم از اینکه بدونم دیده نمیشم و کسی از وجودم خبر نداره و به احتمال قوی میرفتم معتاد میشدم! =D یا اینکه تصمیم میگرفتم از این شرایط استفاده بهینه کنم و سوپرمن بازی در بیارم و شهر و یا حتی دنیا رو از وجود آدم بدها (!!!) پاک کنم!</p>
<p>در حالت دوم هم اولین کاری که میکردم اینه که ببینم دوستان نزدیک و شرکای کاریم پشت سرم چی پچ پچ میکنن آیا؟!؟ و اگر دیدم توطئه‌ای در کاره در اولین فرصت به سزای اعمالشون میرسوندم. دومین کاری هم که میکردم اینه که دیگه مجبور نبودم حتی شب امتحان هم به سلولهای مغزیم فشار بیارم و سر جلسه با سرک کشیدن تو برگه خرخون‌های کلاس، درس مربوطه رو پاس میکردم!</p>
<p>آها اینم بگم که احتمالا دور دنیا رو هم بدون ویزا و بلیط و حتی هزینه اضافی، میگشتم! =)</p>
<p>چیز دیگه‌ای هم به ذهنم نمیرسه الان حالا اگر خدا خواست و جدی جدی نامرئی شدم تو همین وبلاگ به صورت روزانه در مورد کارهایی که در حال انجامشون هستم خواهم نوشت! =D</p>
<p>در آخر هم طبق رسم اینجور بازی‌ها باید چند نفر رو دعوت کنم به این بازی که اول از همه دوست دارم «<a href="http://sainttouka.blogfa.com/" target="_blank">توکای مقدس</a>» و «<a href="http://maasoo.blogspot.com/" target="_blank">دنیا</a>» خانم رو هم اگر قابل بدونن دعوت کنم به این بازی =) شمایی هم که دارید این نوشته رو میخونید رسما از طرف شخص شخیص بنده دعوت هستید! و اگر منت گذاشتید و دعوت بنده رو قبول کردید خبر بدید تا این اتفاق فرخنده رو در زیر همین نوشته اعلام عمومی کنم!</p>
<p>در ضمن از همه دوستان تقاضا دارم به <a href="http://www.thebobs.com/index.php?l=fa&amp;s=1155503109924847OMDFOOVR-NONE" target="_blank">این لینک</a> مراجعه کنید و به وبلاگ «<a href="http://sainttouka.blogfa.com/" target="_blank">توکای مقدس</a>» رای بدید.</p>
<hr />
<p><small>© <a href="http://babak.ws">وبلاگ بابک</a> 2008 |
<a href="http://babak.ws/post/107">Permalink</a> |
<a href="http://babak.ws/post/107#comments">2 comments</a> |
<a href="http://twitter.com/babak">twitter</a> |
<a href="http://friendfeed.com/babak">friendfeed</a>
<br/>
</small></p>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://babak.ws/post/107/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>یک سال دیگه هم از عمرم گذشت!</title>
		<link>http://babak.ws/post/85</link>
		<comments>http://babak.ws/post/85#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 17 Oct 2008 18:30:33 +0000</pubDate>
		<dc:creator>بابک</dc:creator>
				<category><![CDATA[روزانه]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://babak.ws/?p=85</guid>
		<description><![CDATA[۲۶ سال پیش در چنین روزی، پسری چشم به جهان گشود که نامش را بابک نهادند =D چقدر عمر زود میگذره! یه زمانی دوست داشتم به ۲۵ سالگی برسم ولی الان که این سن رو گذروندم و رد کردم و دارم کم کم به سی سالگی نزدیک میشم احساس خوبی ندارم انگار خیلی زود داره [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: center;"><img class="aligncenter" title="Happy Birthday, Babak!" src="http://babak.ws/images/Happy-Birthday-Babak.jpg" alt="" width="338" height="306" /></p>
<p>۲۶ سال پیش در چنین روزی، پسری چشم به جهان گشود که نامش را بابک نهادند =D</p>
<p>چقدر عمر زود میگذره! یه زمانی دوست داشتم به ۲۵ سالگی برسم ولی الان که این سن رو گذروندم و رد کردم و دارم کم کم به سی سالگی نزدیک میشم احساس خوبی ندارم انگار خیلی زود داره دیر میشه و فرصتهای طلایی دارن یکی پس از دیگری از دست میرن و من همچنان اندر خم یک کوچه‌ام و به اون ایده‌آل‌هایی که تو ذهنم پروروندن نرسیدم! واسه همینه که دارم تمام زورم رو میزنم قبل از اینکه به سی سالگی برسم یکی از رویاهام رو برآورده کرده باشم تا حسرت این دوران رو نخورم.</p>
<p>بهترین هدیه‌ای که میتونم ازتون بگیرم اینه که برام دعا کنید =)</p>
<hr />
<p><small>© <a href="http://babak.ws">وبلاگ بابک</a> 2008 |
<a href="http://babak.ws/post/85">Permalink</a> |
<a href="http://babak.ws/post/85#comments">14 comments</a> |
<a href="http://twitter.com/babak">twitter</a> |
<a href="http://friendfeed.com/babak">friendfeed</a>
<br/>
</small></p>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://babak.ws/post/85/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>14</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>
