دسته‌ی: روزانه

یک سال دیگه هم از عمرم گذشت!

جمعه، ۲۶ مهر ۱۳۸۷ | ۱۴ نظر دسته‌ی: روزانه

۲۶ سال پیش در چنین روزی، پسری چشم به جهان گشود که نامش را بابک نهادند =D چقدر عمر زود میگذره! یه زمانی دوست داشتم به ۲۵ سالگی برسم ولی الان که این سن رو گذروندم و رد کردم و دارم کم کم به سی سالگی نزدیک میشم احساس خوبی ندارم انگار خیلی زود داره [...]

این فید بهانه‌ای شد برای نوشتن این پست! از مدتها قبل این موضوع ذهنم رو به خودش مشغول کرده بود ولی فرصت نمیشد مطرحش کنم. تو دنیای واقعی همه ما خیلی‌ها رو دیدیم که تا به یه پست و مقامی میرسن یا ثروت بادآورده‌ای یک شبه نصیبشون میشه خودشون رو گم میکنن و به اصطلاح [...]

ازدواج؛ سنت حسنه

یکشنبه، ۲۴ شهریور ۱۳۸۷ | ۳ نظر دسته‌ی: روزانه

کمتر از یک ماه دیگه عروسی یکی از بهترین دوستامه، که بعد از ازدواج قراره برای مدت نامعلومی هم از ایران خارج بشه. خوشحالم که داره سر و سامون میگیره ولی از اینکه دیگه ممکنه همدیگرو نبینیم ناراحتم و احساس غریبی دارم :-( یاد روزهای خوبی که با هم داشتیم افتادم، دور هم جمع شدنها، [...]